گذرگـــــــــاه اميــــــد دنیا به امیـــــــــد بر پاست و انسان به امیـــــــــد زنده است. |
آهـــــــــاي بـا تـوام ، با تو كه زانوي غم به بغل گرفتي و يك گوشه نشستي و در حالي كه سگرمه هات توي همه ، لعن و نفرين نثار زمين و آسمان مي كني و فكر مي كني دنيا به آخر رسيده !
ببينم چرا وقتي خورشيد غروب مي كنه و شب از راه مي رسه و همه جا تاريك تاريك مي شه ، غر نمي زني و نمي گي چرا تاريك شد ؟ چرا به خاطر رفتن خورشيد غصه نمي خوري ؟
... با قيافه اي اخم آلود به من جواب مي ده : « كي گفته كه شب تاريك تاريكه ، مگه ستاره ها رو نمي بيني ؟ »
با لبخند بهش مي گم : خوب عزيزم ، تو كه مي توني سوسوي ستاره هاي چشمك زن رو در دل اين شب تاريك ببيني ، پس چرا به طلوع خورشيد عالمتاب در روز بعد توجه نمي كـني ؟
تـو نـمي تواني بـه مـغازه بـروي و تـرس بـخري !؟ تـو نمي تواني زمين را بـكني و تـرس استخراج كـني ! تـو نـمي تواني در كارخانه تـرس تـوليد كني و يا در آزمايشگاه تـرس را كـشف نـمايي ! تـرس چـيز مـبهم و نـاشناخته اي نـيست كه در بـلنداي كـوهستان و يا اعـماق اقيانوس پـنهان شـده بـاشد .
تـرس فـقط در ذهـن تـو وجـود دارد و تـرس تـو هـمه اش از آن تـوست . تـرس ذهـني تـو بـراي وجـود داشـتن فـقط بـه يـك چـيز احـتياج دارد و آن چـيز خـودت هـستي . ترس براي اينكه تاثير گذار باشد كاملاً به شخص تو وابسته است و اين فقط تو هستي كه به ترس اجازه مي دهي تا وجود داشته باشد و خودنمايي كند .
شـايد احـمقانه به نظـر برسـد امـا تـو مي تـواني دسـتت را به داخل سـرت بـبـري و تـرس را مـثل يـك سـنگ سـياه از آن بيـرون آوري و بـراي هـميشه به داخـل زبـاله دانـي پـرتاب كـني .يـا مي تـواني طـور ديگـري بـرخـورد كـني و بـراي هـميشه خـودت را اسـير و بـنده ي تـرس كـني . اشـتباه بـزرگـي كـه اكـثر انسـان ها مـرتكـب مي شـوند ، ايـن اسـت كـه راه دوم را انتخـاب مي كـنند و فـقط به اين خـاطـر كـه گـمان مي كـنند پـرتاب تـرس به زبـاله داني يـك كـار اشـتباه است ، تسـليم آن مي شـونـد .
ايـن تـو هسـتي كـه تـرس خـود را مي سـازي ، پـس كـاري كـن تـا سـاخته ات تـو را به سـمت جلـو هـل دهد ، نه اينكـه تـو را زميـن گـير سازد . كـاري كـن تا تـرس تـو را بـراي مبـارزه آمـاده تر سـازد و به تـو هشـدار دهد ، نه اينكـه عامـل از كـار انداختـن و توقـف تو شـود . كـاري كـن تـا تـرس بـه تـو انـرژي دهـد و به جـاي آسـيب پـذيـر سـاختن ات از تـو محـافظت كـند .
آيا مي تـرسـي و تـرس در دلـت خـانه كـرده اسـت ؟ بســيار خــوب ! قبـــول ! تـصـميم بگـير كه از آن اسـتفاده كـني . تـرس مـال تـوسـت و به خاطـر تو در ذهن ات جـاي گـرفته است . پس از آن طوري اسـتفاده كـن كـه باعـث حركـت و پيشرفـت تـو شود . حركـتي مثبـت به سـمـت جلـو ! ايـن حق توست كـه از داشتني هاي خود به نفـع خـودت اسـتفاده كـني ! اينطــــور نـيـســــت !؟
كـــاش وقتي زندگي فرصت دهـــد
گــاهي از پـروانـه ها يادي كــنيم
كـــاش بخشي از زمان خويش را
وقـف قسمت كـردن شــادي كـــنيم
كـــاش وقتي چشــم هايي ابــريند
به خود آئيم و سپس كـاري كـــنيم
از نگــاه زرد گلدان هــــاي مان
كـــاش با رغـبت پـرستاري كـــنيم
كـــاش گاهي در مســير زندگي
بـاري از دوش نگــاهي كـم كـــنيم
فــاصله هاي مــيان خـويش را
بــا خــطوط دوســتي مـبـهم كـــنيم
كــاش مثل آب ، مثل چشمه سار
گـونه ي نــيلوفـري را تَــر كـــنيم
ما همه روزي از اينجا مي رويم
كـــاش ايـن پـرواز را باور كــنيم
كاش با حرفي كه چندان سبز نيست
قــلـب هاي نـقـره اي را نشـكـــنيم
كاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشـــم هاي خـفته را رنگـي زنـيـم
كـــاش بين سـاكـنان شـهر عشــق
رّد پــاي خــويــش را پـيـدا كــــنيم
كـــاش با الهـام از وجـدان خويش
يـك گـره از كـار دل ها وا كــــنيم
كـــاش وقــتي آرزويــي مـي كــنيم
از دل شــفـاف مـان هــم رد شـــود
مـــرغ آمــين هـم از آنـجا بگـــذرد
حــرف هاي قـــلب مان را بشـــنود
(مـــريم حـــيدرزاده)
اگـــــر قـرار باشد در زندگـي فقط به حرف كــساني گــوش دهي كه تو را تاييد مي كــنند و با تو موافق اند ، بدان و آگـــاه باش كـه چيز زيادي ياد نخواهي گــرفت ! اغلب اوقــات تو مي تواني از كـساني كه با تو مخالف اند چيزهاي زيادي ياد بگـيري ، فقط به شرط اينكــه به اندازه ي كــافي به آنها احترام بگــذاري و به اندازه ي كــافي صبر و شكــيبايي داشته باشي كـه به كــلام آنها گــوش دهي و بدون قضاوت و پيشداوري دقت كـني كـه آنها واقعاً چه مي خواهند بگــويند !
بسيار دقيق باش كـه در دام بر چسب زدن و نامگــذاري ها نيفتي .فقط اينكــه كــسي مخالف توست دليل نمي شود كـه آن شخص در همه چيز با تو مخــالف باشــد !
تو مي تواني در تفكــر و ديدگــاه هاي ديگــران و به خصوص آنهايي كـه با تو مخالفند چيزهاي آمـوزنده ي زيادي پيدا كـني . اساساً هر كـسي كـه با تو برخورد مي كـند از يك زاويه ي ديد يكــتا و منحصر به فردي به زندگـي و همينطور به تو نگــاه مي كند و آگــاهي از اين زاويه ي ديد و چشم انداز جديد همان چيزي است كـه تو شديداً در برخورد با مسايل زندگــي به آنها احتياج داري . هر چه چشم اندازهاي بيشتري در اختيار تو باشــد ديد تو وسيع تر و كــامل تر است و انتخاب هايت صحيح تر و موثرتر مي باشند و اين ها گــنجينه هاي با ارزشي هستند كه تو فقط مي تواني در كـلام و نظرات مخالفين خود به آنها برســي !
بدون اينكــه روي مخالفين خود اسم بگــذاري و قبل از شنيدن صحبت هايشان به آنها برچسب و انگ بزني ، كــمي طاقت بياور و پاي صحبتشان بنشين و دقت كــن كـه چه مي گــويند . مطمئن باش كه در ديدگــاه و چشم انداز آنها گــنجينه هاي باارزشي وجود دارند كــه منتظرند تا تو به سراغ آنها بروي و كــشفشان كـــني .
به جاي اينكــه دنبال دليلي براي مخالفت مخالفين خود بگــردي و ضد دليلي براي آنها بتراشي ، در ديدگــاه هاي آنها نكــات ارزشمند و مفيد را جستجو كــن . فقط وقتي آنقدر اقتدار و اعتماد به نفس داري كــه قبول كــني همه چيز دنيا را نمي داني ، پس مي تواني ياد بگــــــيري و رشد كـــــــني !

دي پير ميفروش كه ذكرش بخير باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر زيـاد
گفتـــــم بباد ميدهــد باده نام و ننــگ
گفتا قبول كن سخن و هر چه بادابـاد
سود و زيان و مايه چو خواهد شدن ز دست
از بهر معامــله غمگــين مباش و شـــــــــاد
بي خـــار گل نباشد و بي نيش نوش هـــــم
تدبـــير چيست وضع جهــــــان اينچنين فتـاد
پر كن ز بــــــاده جام و دمادم بگوش هوش
بشـــنو از او حكـــايت جمشــــيد و كيقــــباد
در آرزوي آنــــكه رســـــــــد دل براحـــتي
جان در درون سينه غـــــم عشــــق او نهاد
بادت بدست باشــــد اگـــــــــر دل نهي بهيچ
در معرضي كه تخت سليمــــان رود ببـــــاد
حــــافــــظ گـــــرت ز پـــند حكــــيمان ملامـــــت اســــــت
كـــــوتـــه كـــــنيم قصّــــــه كــــه عمـــــرت دراز بــــــــاد

همين الان در زيبايي زندگي امروز خودت شناور شو و هواي زندگي الان را تنفس كن كه هيچ چيزي قابل مقايسه با زندگي الان تو نيست . غمگين هستي يا نگران !؟ عصباني هستي يا تنها ؟ اين دردها بخشي از زندگي هستند و تو حتي نمي تواني مفهوم درد را درك كني مگر اينكه پيشاپيش ظرفيت درك لذت را داشته باشي .
چقدر زيبا و باشكوه است تجربه ي زنده بودن و اينكه تو هر روز فرصت زنده بودن و زنده ماندن را بدست آورده اي ! مهم نيست كه پيش از اين چند روز عمر كرده اي و چه چيزهايي در اين ايام نصيبت شده و چه چيزهايي را از دست داده اي ! مهم اين است كه هر روز جديد با امكانات طلايي مخصوص به خودش پر شده است و امروز هم قطعاً يك استثنا نيست .هر چند ممكن است شرايط امروز تو خيلي از حالت كامل و آرماني تو فاصله داشته باشد ، اما همه ي اين كمبودها و نواقص در مقابل تجربه ي عظيم و پر شكوه زنده بودن و توانايي كشف امكانات بي شمار زندگي بسيار كم ارزش و بي اهميت هستند. به سراغ سختي هاي زندگي برو و خودت را در لذت هاي زندگي غرق كن و به خاطر داشته باش كه
هر لحظه ی زندگی تو گنجی است که معادل ندارد.
ديروز در خيابان شما چند تا ماشين پرايد آلبالويي رنگ ديده ايد ؟ احتمالاً فقط اگر خود شما صاحب يك پرايد آلبالويي رنگ باشيد متوجه ي اين موضوع شده ايد ، و در غير اينصورت اصلاً چيزي به خاطر نخواهيد آورد ! چرا ؟!
زيرا شما هميشه چيزي را مي بينيد كه در جستجوي آن هستيد !
و اين همان نكته ي مهمي است كه هرگز نبايد آن را در زندگي خويش از ياد ببريد . شما فقط وقتي به خوشبختي يا ثروت و يا معرفت مي رسيد و آن را مي بينيد كه واقعاً در جستجوي آن باشيد و آن را بطلبيد . فرصت هاي بسيار عالي و ارزشمندي همين الان در اطراف شما وجود دارند . آبي براي شستن صورت ، نيازمندي براي كمك رساندن و شغلي براي پولدار شدن و امكاني براي ادامه تحصيل و...
تنها بايد چشمان خود را به روي آنها باز كنيد و براي اين كار كافيست دقيقاً براي خود مشخص كنيد كه مي خواهيد چه چيزي داشته باشيد و چه كاري انجام دهيد و در آينده چه چيزي بشويد.
در اطراف ما كساني هستند كه به اهل بصيرت و صاحب نظر معروفند . اين افراد همان انسانهايي هستند كه اهداف كاملاً روشن و تعريف شده اي دارند ، ما به اين افراد (( بصير )) و (( صاحب بينش )) مي گوييم ، چرا كه اين اهداف روشن و واضح به آنها قابليت ديدن چيزهايي را مي دهد كه هيچ كس ديگري نمي تواند ببيند . با جهت دهي نيت ها و مقاصد خود مي توانيد واقعاً چشم سر و دل خود را بگشاييد و اهل بصيرت شويـــــــــــــــد !

1- انسان بايد نيروي خود را به كار گيرد ، نه اينكه نيرو ، او را به كار گيرد.
2- انسان بايد بر ساعات و روزهاي خود حاكم باشد ، نه بنده ي لحظات.
3-بايد ياد بگيريم كه هر كاري را به سرانجام نيك برسانيم.
4- انسان بايد عميقاً خواستار چيزي باشد.
5- هرگز مگذار كه به شكست عادت كني.
6- خود را با شرايط محيط سازگار كن ، و در عين حال سعي كن تا شرايط محيط را به سليقه ي خود عوض كني.
زندگي تو دنيايي از اعجاز است و پر شده از بي نهايت امكانات و فرصت ها . هر لحظه از زندگي تو يك فرصت فوق العاده و طلايي است و درست همين الان جهاني از امكانات و فرصت ها ، در مقابل پاهاي تو قرار دارد كه به سوي آنها گام برداري و از آنها استفاده كني .شايد گمان كني كه معناي ديگر اين جملات يعني اينكه تو مجبوري سخت كار كني تا بتواني از تك تك فرصت هاي زندگي ات استفاده كني !؟ و اين برداشت كاملا درست است . چرا كه واقعيت همين است !
زندگي سخت است ، در آن شك نكنيد ! بله ! زندگي هم عالي و جادويي است و هم در عين حال سخت و دشوار . واكنون اين تو هستي كه بايد انتخاب كني . تو مي تواني آرزو كني كه زندگي ات راحت و ساده باشد اما با اينكار فقط زندگي را سخت تر و دشوارتر مي سازي . راه ديگرش اين است كه مشكل بودن زندگي را بپذيري و با اين وجود به سمت جلو گام برداري . و در واقع اين راه دوم است كه با قبول و انجام آن مي تواني زندگيت را واقعا عالي و عظيم سازي.
براي لحظه اي بيانديش كه اگر زندگي سخت و دشوار نبود چه اتفاقي مي افتاد ؟ فكر مي كني كه اگر هيچ مبارزه و چالشي وجود نداشت زندگي شبيه چه مي شد ؟ و انسان چگونه مي توانست به رضايت و خرسندي ناشي از انجام اين كار دست يابد ؟ به راستي داشتني هاي زندگي چه ارزشي داشتند اگر بدون هيچ زحمت و تلاشي به دست مي آمدند و راحت در دسترس همگان قرار داشتند ؟ اگر پول در آوردن هيچ مشكلي نداشت ، آيا در آن صورت واقعا داشتن پول يك ارزش بود ؟ و آيا كسي حاضر مي شد در ازاي آن پول چيزي به شما بفروشد ؟
بله زندگي مشكل است ! شك نكنيد ! زندگي سخت و مشكل است چون داراي ارزشهاي مثبت فراواني مي باشد . هر چه زندگي شما سخت تر باشد ارزش آن براي شما بيشتر خواهد بود . وقتي تو سختي و دشواري زندگي را با جان و دل مي پذيري و با تمام وجود قدردان آن هستي ، ديگر دشواري و سختي از ميان رخت خواهند بست و تو خود را در محاصره ي هزاران فرصت و امكان مثبت خواهي ديد.
هيچوقت فراموش نكن كه هميشه راهي هست كه تو را به جايي كه دوست داري ببرد . اگر توانسته اي چيزي را تصور كني ، مطمــئن باش كه رسيدن به آن ممكن است. چرا كه اگر چنين نبود تو نمي توانستي آن را تصور كني .تحقق و انجام يك اتفاق به (( اگر )) و (( شايد )) بستگي ندارد ، بلكه بستگي مستقيم به (( چرايي )) و (( چگونگي )) انجام كار دارد.
مطمئناً يك راه وجود دارد .عميق ترين خواسته ها و آرمانهاي شما خالي و تهي نيستند . آنها بي معني هم نيستند. آنها راه تلاش را به شما نشان مي دهند . آنها هميشه به تو مي گويند كه راهي براي عبور و گذر از موانع و غلبه بر مشكلات وجود دارد .آنها هميشه مي گويند كه راهي وجود دارد كه تو را به هر چه بتواني تصور كني مي رساند.
دليل آنكه هميشه راهي براي رسيدن به آرمانها و آرزوها وجود دارد اين است كه بخش اعظم عصاره و ارزش آنچه انسان آرزو مي كند ، از مسير تعقيب و روش انجام آن آرزو تشكيل شده است.
به همين دليل است كه وقتي انسان چيزي را از صميم دل آرزو مي كند ، مي تواند مطمئن باشد كه بدون هيچ ترديدي و بدون هيچ شكستي به آن دست خواهد يافت.انسانهاي بزرگ به واسطه ي دسترسي به اين نگرش قدرتمند و متعالي است كه با اطمينان و اعتماد به نفس عمل مي كنند و با وجودي كه تلاش و كوشش هاي آنها ممكن است سخت و طاقت فرسا باشد اما با گذشت هر لحظه ي زمان ، قوي تر مي شوند و يك گام به هدف خود نزديكتر مي گردند.


۱- چنان قوي باش كه هيچ عاملي آرامش فكر تو را به هم نزند.
2- درباره سلامت ، شادماني و خوشبختي سخن بگو.
3- محاسن و مزاياي دوستانت را به آنان گوشزد كن .
4- در هر چيز ، جنبه ي روشن آن راببين.
5- هميشه درباره ي بهترين پيشامدها فكر كن.
6- از موفقيت ديگران همانقدر خوشحال باش كه از موفقيت خودت خشنود مي شوي.
7- به اشتباهات گذشته فكر نكن ، اما از آنها درس بگير.
8- شاد و بشاش باش و به هر كسي لبخند بزن .
9- آنقدر بزرگ باش كه نگران نشوي ، آنقدر نجيب و موقر باش كه خشمگين نشوي و آنقدر شاد باش كه اجازه ندهي مشكلي بروز كند .

كنجكاو و دقيق باش ! اگر گيج شدي درنگ نكن ! بپرس و ياد بگير. انرژي آگاهي و هشياري تو رابطه ي مستقيم با استعداد تو در شناسايي و قدرداني از خلاقيت ديگران دارد . و اين استعداد از طريق كنجكاو و دقيق بودن به دست مي آيد و از ميزان علاقه ي قلبي تو براي دانستن « چرايي » چيزها ناشي مي شود.
خوب فكر كن و ببين همين جايي كه هستي و در همين لحظه ، چه چيز جالبي را مي تواني از محيط ياد بگيري كه ديگران احتمالا اصلاً متوجه ي آن نيستند !؟ چه بسا فرصت هاي طلايي زندگي كه هميشه منتظرش بودي ، همين الان در چند قدمي ات منتظر توست تا به آنها توجهي كني و به سويشان بروي و تو فقط به خاطر آنكه انرژي و زمان كافي براي توجه نداري آنها را از دست مي دهي !
هر لحظه زندگي بالقوه مي تواند يك تجربه يادگيري عالي باشد ، فقط به شرط اين كه من و تو تصميم بگيريم كه واقعاً به آن نگاه كنيم و روي آن تامل نماييم . برنده ها عمدتاً به اين خاطر برنده مي شوند چرا كه توجه و دقتي بيشتر از بقيه دارند. و اين كاري است كه هر فرد ديگري ، از جمله من و تو مي توانيم انجام دهيم !
دانش و تجربه ي گرانقيمتي همين الان منتظر توست تا تو به سوي آن بروي و آن را برداري .حواست را متوجه ي همين لحظه ي كنوني كن و به امكاناتي كه در اطرافت وجود دارد توجه كن .
زندگي يك سفر ماجراجويانه و اكتشافي است و تو براي اينكه واقعاً زندگي كني بايد چشمانت را هميشه باز نگه داري ! هشياري دايمي معناي زنده بودن واقعي است . چشمانت را باز نگه دار !

فردا بار ديگر خورشيد از افق مهرباني ها طلوع خواهد كرد و هر چه در سينه دارد بي هيچ چشمداشتي ارزاني زمين و زمينيان خواهد كرد . آري زمينيان ، آنان كه هيچ يك هرگز وسعت سخاوت و مهرباني خورشيد را نديدند و نياموختند كه مهربان باشند بي آن كه چيزي بخواهند.
روز با همه ي زيبايي هايش شروع مي شود و ساكنان اين كره ي خاكي چشم از خواب مي گشايند و سالم و سرحال ، زندگي را يك بار ديگر تجربه مي كنند و شايد هرگز به اين نمي انديشند كه ديروز آدمياني بودند ، كه امروز نيستند تا طلوع خورشيد را ببينند .پس يك بار ديگر " با چشماني باز به آن چه داريم بنگريم . "
مهرباني را از خورشيد بياموزيم كه به زمين مي بخشد بي آن كه نيازي به اين كره خاكي داشته باشد و يا اين عناصر كوچك نفعي به او برسانند.
سبزي را به برگ مي بخشد و رستن را به گياهان هديه مي كند. به هر دانه اي تجربه ي زيباي بلوغ را مي چشاند ، به آنان كه برهنه اند گرما مي بخشد تا براي پيراهني مندرس سر بر آستان بندگان خرد فرود نياورند.
قطره را آن قدر جلا مي دهد و وسعت مي بخشد تا او را تا بلنداي آسمان پيش ببرد و به اوج برساند ، همان قطره اي كه مي توانست در چاله اي كوچك مدفون شود . به تمامي جانداران عالم روشنايي هديه مي كند تا تمامي زيبايي هاي هستي را يك جا نمايان كند و همه از ديدن اين همه شگفتي سيراب شوند.
و سپس بار مي بندد و آرام و فروتن ، راضي از اين همه بخشش مي رود تا در پس يك كوه دمي بياسايد و براي بخششي ديگر آماده شود.
ما از خورشيد چه آموخته ايم ؟!
روز شنبه
آيا مي داني كه براي رشد يافتن بايد اول خاك شدن را تمرين كرد؟
روز يك شنبه
اگر مي خواهي از زندگي لذت ببري هر كاري را جدي بگير و بدان كه تو براي انجام آن بهترين هستي.
روز دوشنبه
تو جانشين خداوندي پس مثل يك انسان مقدس زندگي كن.
روز سه شنبه
هيچ انساني بدون سرمايه عمر به دنيا نمي آيد. پس ببين چگونه آن را خرج مي كني.
روز چهارشنبه
آدم هاي فقير ولخرج تر از پولدارها هستند زيرا ثروتمندان از ترس فقر خسيس مي شوند و فقرا چيزي براي ترسيدن ندارند.
روز پنج شنبه
نقاش ، نويسنده و عكاس ، از كاينات كپي بر مي دارند و آثارشان شاهكار مي شود.
روز جمعه
در قطرات باران رمزي است كه بايد به آن گوش كنيم . الفباي ترنم رود است . اگر گوش كنيم قادريم كه لايق فردوس باشيم و از آن لذت ببريم . زيرا در بهشت نهرها جاري است !!!
پس فهميديم
خشم ، طوفان ؛ انهدام ، آتشفشان ؛ آرامش ، شب ؛ قهر ، خورشيد در يك بعد از ظهر دلتنگ پاييز ؛ شادي ، آسمان بعد از يك بارش بهاري ؛ حسرت ، ميوه شدن يك شكوفه ؛ تلاش ، مورچه در جمع آوري آذوقه و همه ي ويژگي هاي رشد و تعالي كه در كاينات مي بينيم ، در آدم تجلي دارد و همين باعث خشم شيطان شده است . حرص ، طمع ، حسادت ، كينه ... در طبيعت انسان نيست.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|